عبد الله احمديه
262
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
خشخاش 2 ل دهند . با توجه به وضع وخيم بيمار گفتم در صورت زنده ماندن او فورا مرا خبر كنند . در نتيجه پيروى از دستورات شكم روان و ادرار زياد شد . مقدار اوره از پنج گرم هم تجاوز كرد . پس از چند روز بىخوابى بيمار خوابيد و رنگش روشن شد . روز بعد گفتم دستورات را به شرح زير اجرا كنند : 1 - آب خيارچنبر و عصاره تخم آن را بنوشانند . 2 - محلول شكر سرخ 2 ، تاجريزى 4 ، بنفشه 2 ، خاكشير 2 و اكليل 2 ل را تنقيه كنند . 3 - آب ترب ، شربت قند ، شربت آبليمو و كمى آب هندوانه بجاى خوراك به او دهند . 4 - خاكشير قندداغ بنوشانند . رفتهرفته شكم باز شد . مدفوع همچون لجن و گل مايل به سياهى و متعفن دفع مىگرديد . روز سوم وضع بيمار بهتر شد . به همين نسبت ادرار هم زيادتر و تا حد يك ليتر در روز رسيد . معده در اثر تنقيههاى يادشده و شيره خنك مركب از تخم خيار 3 ، تخم خربزه 3 ، تخم گرمك 2 و تخم كدوى شيرين 2 ل روزى چند بار كار مىكرد و گلولههاى مدفوع سختشدهء زيادى كه مدتها در شكم مانده بودند دفع مىگرديدند . پس از چند روز آقاى دكتر امير اعلم براى مشورت دعوت شدند . معظم له نيز جز داروهاى گياهى داروى ديگرى را براى كليه صلاح نديدند و رويه درمان به همين نحو ادامه يافت . به مرور حال بيمار خوب و تشنج و عوارض اورمى بر طرف گرديد ، ولى مقدار آلبومين رو به افزايش نهاد و تا 18 گرم رسيد . علت اين ازدياد آلبومين آن بود كه در تخم كاهو نمك وجود داشت و آن را در آب جوش شيرهكشيده و به مريض مىخورانيدند . بااينحال در اثر استفاده از عصارهها مقدار اوره ادرار به 11 و وزن مخصوص آن از 1012 تجاوز كرد . با به كار بردن مجدد دستورات قبلى آلبومين رو به كاهش نهاد . بار ديگر آقاى دكتر امير اعلم تشريف آوردند . دستور ديگر جزء اين ندادند . پس از 15 روز حال بيمار بسيار خوب شد . ديگر عوارض اورمى در او چندان مشهود نبود . فقط در اثر خستگى و طول مرض و نقاهت زياد حال عصبى داشت . كثرت آمدورفت اطرافيان او را مبتلاء به گريپ كرد . تكتك سرفه مىكرد . رفتهرفته حال او دگرگون و حالت بهتزدگى به او دست